سفارش کالا و خدمات زیبایی

تدارکات برگزاری جشن بزرگ عید نوروز

دسته: خواندنی های روز تاریخ نگارش: ۴ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۰:۵۳
5
تعداد رای‌دهندگان: 3404

در قدیم، مردم از بیست روز به عید مانده با شوق و شور به استقبال عید نوروز می‌رفتند و کارهای خود را با ذوق فراوان انجام می‌دادند.

تدارکات برگزاری جشن بزرگ عید نوروز

در قدیم ، مردم از بیست روز به عید مانده با شوق و شور به استقبال عید نوروز می‌رفتند و کارهایی را انجام می‌دادند که عبارت بودند از :

رنگ آمیزی اطاق‌ها و تعمیر و مرمت خرابی‌های جزئی ساختمان ِ خانه. مشکلات گوارشی در ایام نوروز

نظافت در و دیوار و محوطه خانه و پاک و آماده کردن ظروف غذاخوری. تنگ ماهی و ایده‌های جدید

گردگیری فرش ها و پرده ها و اطاق‌ها.

خرید قالی یا قالیچه برای تکمیل فرش خانه یا تعویض و تبدیل فرش‌های کهنه به نو.

تهیه لباس و کفش نو برای افراد خانواده.

تهیه برنج و روغن و گوشت برای پختن پلو در شب عید.

پختن و تهیه نان لواش برای عید.

تهیه مواد و لوازم سفره هفت سین.

سرپرست خانواده بر اساس سنت ملی و حیثیت خانوادگی و گاه چشم و هم چشمی و حفظ ظاهر ناچار بود قبلاً هزینه این نو نواری و تهیه وسایل و احتیاجات عید نوروز را به هر طریق ممکن فراهم نماید. مثلاً با فروش گندم و یا جو مازاد بر احتیاج و یا روغن و کشمش که برای شب عید ذخیره کرده بود پولی آماده می‌کرد و به انجام برنامه عید نوروز می‌پرداخت.

اگر سرپرست خانواده تهیدست بود و قادر نبود برای زن و بچه‌هایش لباس نو یا برنج و روغن و گوشت تهیه کند، ناگزیر بود برای جوابگویی به خواسته‌های اهل خانه دست به سوی متمکنین دراز کند و با گرفتن مبلغی به قرض، حداقل احتیاج افراد خانواده خود را فراهم آورد.

از اوایل اسفند ، در بازارها، مخصوصاً دکان‌های پارچه فروشی و کفش و کلاه دوزی ازدحام می شد. هرکس به اندازه توانایی خود به فکر لباس عید برای افراد خانواده خود بود.

خیاط‌ها تا نیمه اسفند کار تازه قبول می‌کردند. از بیستم اسفند به بعد پاره ای از دکانداران که سر و کار مستقیم با عید داشتند، دکان‌های خود را تزیین می‌کردند. آجیل فروش‌ها با طَبـَق‌های معلق بزرگ و کوچک از فندق و بادام و پسته و تخمه هندوانه و تخمه کدو، پیشیاره (پیشخوان) و با مخروطی‌هایی که از انواع آجیل به هم چسبیده ساخته بودند، جلو دکان را زینت می‌دادند.

میوه فروش‌ها گذشته از آرایش دکان با میوه‌های الوان، پیاز نرگس و سنبل در گلدان‌های شیشه‌ای سبز می‌کردند تا حدود شب عید گل‌های اولیه آنها به بار آید. مفصل تر از همه، آیین بندی دکان‌های قنادی بود؛ زیرا سر و کار این دکان‌ها با عید نوروز بیشتر از سایرین بود. در جلو دکان، دو اصله تیر سر و ته یکی، که روی آن را با کاغذ الوان، نقش و نگار انداخته بودند، به دو جرز (دو طرف اطاق و ایوان) طرفین دکان تکیه می‌دادند و سر آن‌ها را به هم نزدیک و جناقی (به شکل عدد هشت) در جبهه (پیشانی) دکان احداث می‌کردند.

بعد از کله قند که در ته آن نارنج و بعد از آن شیشه میمندی (منسوب به شهر میمند) آبلیمو و آخر شیشه گلاب که به آنها زرورق زده بودند ، رشته‌هایی ترتیب می‌دادند و آن‌ها را، به این جناقی می‌آویختند. همچنین سپر و شمشیری از نبات می‌ریختند و دو طرف جناقی در جبهه دکان نصب می‌کردند.

در جلو دکان، از گچ مخروطی‌های سرزده‌ای می‌ساختند و دور آن‌ها را اقسام شیرینی می‌چیدند و روی سرزده‌ی مخروط ، جارهای (چلچراغ) چند شاخه می‌گذاشتند. پرده‌های نقاشی جنگ رستم و اسفندیار یا رستم و دیو سفید، در بالای جبهه نصب بود. بالای این پرده‌های نقاشی به چوب بندی نزدیک سقف، چهل چراغ‌هایی هم آویخته می‌شد و تزیینات را کامل می‌کرد .

حمام‌ها را هم زینت می‌کردند، رخت کن حمام، معمولاً چهارصُفـّه (ایوان، نشستگاه) و اکثراً چهار ستون داشت، بین ستون‌ها برای استحکام بنا تیرهایی کشیده بودند، این تیرها را با کاغذ الوان که برش‌هایی هم به آن‌ها می دادند می‌پوشاندند.

 

دسته آتش افروز 

در هفته آخر سال دسته‌هایی در شهر راه می‌افتاد، یکی از آن‌ها آتش افروز بود. چهار پنج نفر دست و صورت و گردن خود را سیاه می‌کردند، مقداری خمیر به سر می‌گرفتند‌، روی آن پنبه و کهنه آغشته به نفت می‌گذاشتند و آتش می‌زدند و هر یک، مشعلی هم به دست داشتند و با ضرب تنبک و تصنیف خوانی عده دیگری، دور می‌افتادند و از هر دکان، شاهی صد دیناری می‌گرفتند. ذکر آن‌ها این شعر بود:

آتش افروز حقیرم

سالی یکروز فقیرم

 

دسته غول بیابانی 

دسته دیگری هم به اسم غول بیابانی بود که یک مرد قد بلند داشت که قواره‌ای از پوست گوسفند سیاه و لباس چسبانی از سر تا به پای خود به تن داشت و عده‌ای تنبک زن و تصنیف خوان دور او را می‌گرفتند و در دکان‌ها شاهی صد دیناری دریافت می‌داشتند؛ ذکر آن‌ها چنین بود :

من غول بیابانم

سرگشته و حیرانم

 

دسته حاجی فیروز

 

حاجی فیروز

 

دسته دیگری به نام حاجی فیروز بود‌، که یک نفر از لوطی‌ها، لباس قرمز ( یعنی نیم تنه و شلوار و کلاه قرمز) می‌پوشید‌؛ صورت خود را سیاه می‌کرد و دایره زنگی به دست می‌گرفت و با یک یا دو نفر وردست در خیابان‌ها راه می‌افتاد و می‌گفت:

حاجی فیروزم

سالی یک روزم

و از مردم پول می‌گرفت.

 

جشن نوروز

مردم ایران، از روزگاران کهن، جشن نوروز را که روز اول فروردین ماه شروع می‌شود بیشتر از اعیاد دیگر عزیز و محترم می‌شمردند و مراسم مربوط به آن را با دقت به جا می‌آوردند .

این جشن، در آغاز سال بود و در سال دینی، بلافاصله بعد از عید فروردینکان می‌آمد . به موجب روایت دین‌ کرد‌، هر پادشاهی در این روز فرخنده‌، رعایت خویش را قرین خرمی و شادی می‌کرد. در این عید، کسانی که کار می‌کرده‌اند، دست از کار کشیده و به استراحت و شادی می‌پرداخته‌اند.

در این روز، مالیات‌های وصول شده را به حضور شاه عرضه می‌داشتند. در این روز، شاه به عزل و نصب حکام می‌پرداخت و سکه‌های نو می‌زدند. در روز اول، مردم صبح زود برخاسته به کنار نهرها و قنات‌ها می‌رفتند و شستشو می‌کردند و شکر می‌خوردند یا سه مرتبه عسل می‌لیسیدند و برای حفظ بدن از ناخوشی‌ها و بدبختی‌ها ، روغن به تن می‌مالیدند و خود را به سه قطعه موم دود می‌دادند.

در مراسم این جشن، پدر خانواده به هر یک از افراد خانواده سه قاشق عسل و یک یا سه سکه طلا یا نقره و سه برگ سبز می‌داد و به آن‌ها سال نو را تبریک می‌گفت.

مراقبت از کلیه ها در نوروز

دستورهای سلامتی در نوروز

توجه: مقالات و توصیه‌های "زیبامون" برگرفته از برترین و به‌روزترین منابع بین‌المللی هستند، اما به تمامی کاربران گرامی اکیدا توصیه می شود قبل از انجام موارد درمانی حتما با پزشک خود مشورت نمایند.

ارسال به دوستان در
تلگرام
فیسبوک
امتیاز دهید: ۱ ۲ ۳ ۴ ۵
سفارش کالا و خدمات زیبایی
در حال گرفتن اطلاعات...
در حال گرفتن اطلاعات...
نظر خود را ثبت کنید